سلام دوستاي عزيزم... من تازه چند روزه از سفر
برگشتم ... بگذريم... حالا مي ريم که داشته باشيم ادامه
داستان هاي ظهور را.... هستي رفيق؟
روز پنجم : صبح سه شنبه
کنار تپه هاي کوه صهيون در بيت المقدس پنج
ميليون نفر جلوي آقا صف کشيده اند . با انواع
سلاح تا لحظه اي ديگر اعلام جنگ مي کنند .
سربازان آقا از کربلا تا قدس آمده اند و آماده اند...
رمز عمليات را آقا مي گويد. انگار فشنگ ها ميلي
به حرکت ندارند . يک نگاه آقا ، يک غمزه آقا کافي
است تا سلاح ها از کار بيفتد . باور نکردني است،
بعد از سال ها جنگ صليبي، بعد از سال ها اشغال
فلسطين ، بعد از سال ها جنگ ، حالا پشت سر
آقايمان داريم در بيت المقدس نماز مي خوانيم . فلسطين
" پاره تن اسلام " آزاد شد . سعي مي کنم خودم را به
امام خميني برسانم . امام نگاه مي کند و مي گويد:
" ديديد راه قدس از کربلا مي گذرد ....."